محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
900
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
حل كرده و جهت عسر النفس و ضيق النفس در جلابى كه در آن بعضى العبه مثل حلبه و بهدانه باشد و سرفه و نفث الدم با عصاره لسان الحمل يا با عصاره خيار و ذات الجنب هر شب خوردن و حمى مواظبه و ربع بعد قرار وقت نوبت مداومت بان و حمى وبائى بعد از فصد با آب معصور انار ترش يا شيرين يا آب غوره و از براى شرى و نبات الليل بعد از طعام نافع است ببايد دانست كه استعمال مخدرات مثل افيون و حب الشفا و غيرهما در اوائل امراض جائز نيست به جهت آنكه باعث تغليظ مواد انها و زود نضج نيافتن و صعوبت امر و احداث فسادات ديكر مىشود و بعد نضج باعث جمع و قبول دفع آن ميكردد و باعث نيامدن اخلاط ديكر در آن عضو در حميّات قبل استقرار نوبت مىشود چنانچه در افيون به تفصيل ذكر يافت و نيز مخدرات را كاهى كه تب لازم باشد نبايد داد مكر وقتى كه كهنه شده باشد آن كاه حافظ الصحة و حب الشفا و امثال آنكه در آن جوز ماثل بود نافع است و ديكر مخدرات مضر صنعت آن دارفلفل دارچينى رازيانه جوزبوا از هريك يك جزو مشك خالص ثلث جزوى مصطكى دو جزو كندر يك جزو و نيم جوز ماثل برابر جميع ادويه اجزا را كوفته بيخته با سه وزن ادويه عسل مصفى سرشته معجون سازند شربتى مقدار نخودى بزرك كامل را و كفته كه قوّت اين دوا برابر عمر طبيعى است [ حب الشفا از مخترعات والد صاحب خلاصة التجارب نافع جهت امراض مذكوره در حافظ الصحة ] حب الشفا از مخترعات والد صاحب خلاصة التجارب نافع جهت امراض مذكوره در حافظ الصحة و تبهاى نائبه و مزمنه از سرما و غير سرما پس از نوبت و درد سر كهنه و نو خواه از مادهء سرد باشد يا كرم و وجع قولنج را نافع و مذاومت آن حفظ صحت مينمايد و شكنج بدن دور مىكند و اكر بمعتادين افيون دهند ترك افيون كنند و كار افيون كند و قائممقام آن است صنعت آن زنجبيل يك جزو ريوند چينى دو جزو تخم جوز ماثل سه جزو كه برابر مجموع ادويه باشد كوفته بيخته با دو برابر عسل مصفى بقوام آورده سرشته معجون سازند و در ظرف چينى نكاه دارند و عند الحاجة شربتى به قدر نخودى به كار برند و نيز كفته كه قوّت اين معجون تا بعمر طبيعى باقى بود و اين فى الحقيقه معجون است اما چون حب ساخته ميدهند مسمّى بحب الشفا شده حب الشفا به نسخه ديكر صنعت آن ريوند چينى زنجبيل جوز ماثل اجزا مساوى كوفته بيخته با قدرى عسل سرشته حبّ سازند و بعضى با آب صمغ عربى محلول در آب سرشته حبوب ميسازند هر حبى به قدر نخودى شربتى يك حب بعد از نوبت تب و در منافع قريب بمنافع حب الشفاى اوّل است [ حبّ الشّفا به نسخهء حكيم ارزانى كه در قرابادين قادرى آورده ] حبّ الشّفا به نسخهء حكيم ارزانى كه در قرابادين قادرى آورده و كفته كه اين حبّ حافظ قوتهاى نفسانى و طبيعى است صنعت آن زنجبيل جوزبوا از هريك دو درم ريوند چينى سه درم جوز ماثل نه درم كوفته بيخته با دو وزن ادويه عسل مصفى سرشته بقوام آورده حبها سازند هر حبى به قدر نخودى شربتى يك حب و نسخ حب الشّفا كه افيون داخل دارد در افيون ذكر يافت [ حبّ جوز ماثل بدل افيون ] حبّ جوز ماثل بدل افيون سرفه و درد سر مزمن و غير مزمن بارد و حار و جميع امراض بارده و حاره و حميات مزمنه را نافع است و در تب قبل از وقت نوبت بايد داد و در تسكين وجع قولنج مجرب است و اين حب از اطباى هند است و كفتهاند مداومت بان بعمر طبيعى مىرساند و حافظ صحت است صنعت آن تخم جوز ماثل دوازدهء درم ريوند چينى هشت درم زنجبيل صمغ عربى از هريك چهار درم صمغ را در آب حل كرده باقى ادويه را كوفته بيخته بان سرشته حب سازند هر حبى به قدر نخودى و فلفلى شربتى كامل معتاد بافيون را حب كلان و غير معتاد را كوچك [ حب بدل افيون ديگر ] حب بدل افيون ديكر كه اسلم از اول است درد سر مزمن ضعف معده و جكر را نافع است و قاطع عادت افيون است صنعت آن تخم تاتوره سياه يك مثقال زنجبيل دو مثقال ريوند چينى سه مثقال كوفته بيخته حبوب سازند هر حبى به قدر نخودى و فلفلى شربتى از يك حب تا سه حب بحسب قوت مزاج و اكر بيست و چهار مثقال نبات سفيد كوبيده داخل نمايند نيز خوب است و در نسخهء ديكر دارچينى مصطكى از هريك يك مثقال نيز داخل است [ حب بيخ جوز ماثل ] حب بيخ جوز ماثل جهت امراضى كه بعضى زنان را بعد از وضع حمل عارض ميكردد از لينت طبع و حمى خفيفى و ضعف مزاج كه بهندى پرسوت نامند صنعت آن بكيرند بيخ جوز ماثل سياه را و با چند دانه فلفل سياه نرم سائيده حبوب سازند هر حبى به قدر فلفلى شربتى از يك حب تا سه حب و حب جوز ماثل افيونى در افيون ذكر يافت [ حلواى جوز ماثل از مخترعات اهل هند ] حلواى جوز ماثل از مخترعات اهل هند است جهت امراض باردهء رطبه نافع منقول از خلاصة التجارب صنعت آن بكيرند تخم جوز ماثل نيم من و نيم كوفته در پنج من شير كاو كه در آن قدرى آب داخل كرده باشند اندازند و باتش ملايم بجوشانند تا آب برود پس فرود آورده بپالايند و مايه زنند تا ماست كردد مسكهء آن را با نصف وزن آن مسكهء زردهء تخم مرغ خام و دو مقدار آن عسل مصفى سرشته با آرد ميده خالص حلوا بهپزند و چون خواهند كه از آتش بردارند عشر وزن آن دارچينى جوزبوا رازيانه كوفته بيخته يك مثقال زعفران سوده بان ممزوج نموده نكاه دارند و هر روز يك مثقال آن را بخورند و زياده و كم منوط براى طبيب است دهن جوز ماثل اوجاع را تسكين دهد و فالج و سرعت انزال را نافع باشد صنعت آن شجره جوز ماثل را بكيرند با برك و بيخ و كل و ثمر و در پارچهء كهنه پيچيده مثل فتيله مشعل سازند و بروغن كنجد خوب چرب نمايند و بسيخ آهنى آن را بياويزند و اسفل آن آتش براورند و در زير آن طرفى از آهن كذارند و از بالا اندكاندك روغن كنجد بريزند و آنچه روغن از سر فتيله بچكد بكيرند تا تمام فتيله سوخته كردد و نكاه دارند و عند الحاجت استعمال نمايند [ دهن جوز ماثل به نسخه معصومى ] دهن جوز ماثل به نسخه معصومى كه چون بر سر بمالند و قدرى در بينى چكانند خواب خوش آورد صنعت آن جوز ماثل خربق سياه از هريك جزوى پوست خشخاش بزر البنج تخم كاهو از هريك دو جزو كوفته در آب بجوشانند چون خوب قوّت ادويه در آب باز داده شد صاف نمايند و آن آب را با روغن كدو به آتش ملايم بجوشانند تا آب رفته روغن بماند [ دهن جوز ماثل ديگر جهت سرعت انزال ] دهن جوز ماثل ديكر جهت سرعت انزال بايد در حين مقاربت كف پا را بان چرب نمايند منقول از شفائى صنعت آن جوز ماثل را از پوست بكنند و نيم كوفته در ميان شيشه كردن دراز كرده سر را بان به موى اسب محكم نمايند و شيشه را بكل حكمت كرفته بكيرند ظرف كلى دهن كشادى كه در آن آتش سركين كاو قدر معتدى كه روغن برايد توان نمود و وسط آن ظرف را سوراخ كرده بر سهپايهء آهنى يا سه پايهء چوب به شكل سه پايه كه بلندى آن يك شبر يا قدرى زياده باشد بر زمين فرو برند و آن ظرف را بر آن كذارند و سر شيشه را معكوس از آن سوراخ به طرف زير بيرون اورند كه شكم شيشه در اندرون ظرف باشد و در زير آن ظرفى آب كرده بكذارند كه سر شيشه در آن ظرف اندكى در ميان آب باشد و بر بالاى شيشه در ميان ظرف كلى سركين كاو جنكلى پارچه پارچه كرده پر نمايند و آتش بر آن نهند تا مشتعل كردد و روغن در آب مقطر شود و چون با تمام رسيد روغن را از روى آب كرفته در ظرف چينى يا شيشه نكاه دارند و عند الحاجت استعمال نمايند دهن جوز ماثل از مخترعات حكماى هند مسمّى بدهن الاوجاع